پرورده‌ی قیسی

آنچه لازم دارید

برگه‌ی قیسی / سرکه سیب یا انگور / شیره‌ی خرما / هل

ریزه‌کاری‌ها

  • از برگه‌های قیسی سفت که خوردنش سخت است استفاده کنید. این جوری از دو جهت سود می‌کنید. اول این که خوردن برگه‌ی دشوار را آسان می‌کنید. دوم این که برگه‌های سفت به این دلیل سفت هستند که شیرینی کمتری دارند. وقتی برگه‌ی قیسی شیرین باشد، شهد آن مانع از سفت شدنش می‌شود.
  • به جای هل می‌توانید از عرق هل و یا ادویه‌ای که دوست دارید و البته به طعم این معجون سازگار باشد، استفاده کنید.
  • به جای شیره‌ی خرما می‌توانید از شیره‌ی انگور – سفید یا سیاه – استفاده کنید.
  • از سرکه‌ی صنعتی به هیچ وجه استفاده نکنید. سرکه‌ی صنعتی طعم تیزی مزخرفی به برگه‌ها می‌دهد.

تدارک خوردنی

برگه‌های قیسی را در مخلوطی از شیره‌ی خرما و سرکه سیب یا انگور می‌ریزید. برای ترکیب سرکه شیره، مقدار آنها را مساوی بگیرید. اگر می‌خواهید ترش‌تر باشد، سرکه‌ی بیشتر و اگر می‌خواهید شیرین باشد، شیره‌ی خرما را بیشتر کنید. چند هل را هم پوست بگیرد و دانه‌هایش را خوب بکوبید و به آن اضافه کنید. چند روزی صبر کنید تا عمل بیاید.

خاطره‌های خوردن و پختن

مثل همه‌ی خوردنی‌های پختِ مامانم، قصه‌ی این خوردنی هم از رفتن به خانه‌ی مامان آغاز می‌شود. این بار کشف نکردم و خود مامان گفت این را جدید درست کردم. آن روز دو تا چیز دیگر هم خوردم که جدید جدید بودند. شربت عناب و مربای عناب. دیوانه‌کننده بودند.

***اگر خوردنی خودتان را با این شیوه درست کردید، عکس آن برای من ایمیل کنید تا همین‌ جا بگذارم. به خصوص اگر جور دیگری درست کردید، حتمن بگویید تا شیوه خاص شما را هم یاد بگیریم. ممنون از لطف‌تان***

/ 8 نظر / 236 بازدید
لیدی الهام

سلام آقای سلطانی چه عالی. من تا حالا ندیدم و نخوردم. ما فقط مرباش رو درست می کنیم و گاهی کنار مرغ یا پلو. این ورژن جالب بود. دست گل مادر عزیزتان درد نکند. تشکر بابت آموزش.

لیدی الهام

در متن نوشته شده: به جای شیره‌ی خرما می‌توانید از شیره‌ی خرما – سفید یا سیاه – استفاده کنید. آیا منظور شیره کنجد سفید یا سیاهه؟ یا چیز دیگریست.

متین

من یه قاشق از آبشو میخوام[ناراحت]

مریم کوچولووووو

سلام دوست عزیز....از وب زیبایت لذت بردم...با افتخار شما رو لینک کردم[لبخند]

هانی شف

وووووووی این محشرههههههههههه

فرزانه

با سلام و خسته نباشید نمیدونم واقعا چی بگم از دغدغه های زندگی خسته بودم که یه وبلاگی و دیدم که توش غرغر زده بود....بطور اتفاقی دیدم اون خانم وبلاگ دیگه ای داره درباره آشپزی برام دلخوش کردن آدمها و پناه آوردن به آشپزی عجیب بود اونم طوری که همه ی زندگیشون بشه بعدش با لیدی الهام و از اون طریق با شما آشنا شدم چیزی که در مورد بعضی آدمها که شما هم آقای سلطانی از اون دسته هستید شگفت آور اینکه غذاها و مزه هایی رو خلق کردید که کسی قبلا تجربه نکرده اما بطور مرموزی خوشمزست!!امیدوارم بیکار نمونیدو بازم دراین راه فعالیت کنید اگر کمی از دغدغه های زندگی فارغ بشم بزودی من هم وبلاگی میزنم و تلاش میکنم شبیه شما آدم موفقها بشم امیدوارم در آینده افتخار لینک کردنمو بدید.

فرزانه

خواهش می کنم لطف نیست واقعیته....چیزهای زیادی تو این وبلاگهای آشپزی آدم یاد میگیره اونم درس عشقو زندگی...در ضمن شما خیلی هم استعداد نویسندگی دارید حرفهاتون آدمو یاد سهراب سپهری و گاهی خسرو شکیبایی مرحوم می اندازه ایشالا صدو بیست ساله بشید..فعلا راستی از اینکه در آینده وبلاگ منو می پذیرید خیلی سپاسگذارم

فرزانه

در ضمن خدا مادرتون رو سلامتی و عمر با عزت ببخشه