لذت پختن

 آش‌خونه‌ی مسعود و آزی

رولت نان و پنیر

پختِ مسعود سلطانی


آنچه لازم دارید

نان تافتون / پنیر / گردو / سبزی خوردن / گوجه فرنگی

ریزه‌کاری‌ها

  • من روی پنیر ادویه هم می‌زنم. فلفل سیاه، زیره و رازیانه از ادویه‌های مورد علاقه‌ام است. روی‌شان هم علامت نمی‌زنم تا موقع خوردن با کشف و تجربه همراه باشد. با یک نان هم می‌توانید چند طعم داشته باشید. هر قسمت را یک ادویه بزنید. فقط دقت کنید که طوری نام را بپیچید که در یک برش فقط یک طعم باشد.
  • وقتی نان می‌خرید، به شاطر بگویید که روی نان سوراخ نزند. بلافاصله بعد از خریدن هم گرم‌گرم داخل نایلکس بگذارید تا نان نرم شود. بعد از چند دقیقه، وقتی نان عرق کرد، کمی داخل آن را هوا بدهید تا رطوبت آن خارج شود و دوباره در نایلکس را ببندید.
  • این نان و پنیر را با نان لواش هم می‌توانید درست کنید، اما با نان تافتون خوشمزه‌تر است و نسبت نان و پنیر و همچنین اندازه‌اش خیلی بهتر است.
  • سبزی آن هم دست خودتان است. من سبزی خوردن معمولی می‌ریزم . پیازچه هم داخلش هست. اما فقط سبزی تازه.
  • نان و پنیرها را نبرید و بعد از پوشاندن با محافظ غذا در یخچال بگذارید. این طوری راحت می‌توانید آنها را در فضاهای پرت یخچال جا بدهید. در ضمن نان‌ هم خشک نمی‌شود.

تدارک خوردنی

دور نان تافتون نرم را ببرید تا یک به شکل مستطیل در بیاید. زیاد وسواس به خرج ندهید، گوشه‌های مستطیل هم نباشد اهمیتی ندارد. روی نان پنیر بمالید. گردوی ساییده یا خرد شده را روی پنیر بپاشید. گردو زیاد بزنید، تمام خوشمزگی نان و پنیر به گردوی زیاد است. بعد سبزی خوردن را روی آن بریزید. گوجه فرنگی ورقه شده را هم روی سبزی‌ها بچینید. دو یا سه ردیف کافی است. مثل بقیه مواد لازم نیست تمام نان را با گوجه فرنگی بپوشانید. بعد نان را مثل رولت،لوله کنید. سعی کنید تا چایی که می‌توانید مجکم باشد. بعد این نان و پنیر رولت شده را با محافظ غذا می‌پوشانید و در یخچال می‌گذارید. موقعی که می‌خواهید نان و پنیرها را بخورید، ببریدشان و در ظرف بچینید. زودتر این کار را نکنید.

خاطره‌های خوردن و پختن

من هر موقع مهمان داریم این نان و پنیرها را درست می‌کنم. موقع بیرون رفتن هم، همین‌طور. همه هم خوش‌شان می‌آید. با این که نان و پنیر معمولی به نظر می‌آید، اما خیلی خوشمزه‌تر می‌شود. زیاد درست نکنید تا غذای‌تان هم مشتری داشته باشد و مهمان‌هایتان خودشان را با نان و پنیر سیر نکنند. من چند بار این بلا سرم آمده است.

نظرها باعث شد که یاد خاطره‌های قدیمی‌تر بیفتم که دریغم اومد اینجا نگم. این نون و پنیر در واقع همون «غازی» دوران بچگی‌هامون هست که موقع رفتن به مدرسه با هزار تا خواهش و تمنا توی کیف‌مون جا می‌دادیم. اما زنگ تفریح اول، با ولع می‌خوردیم و چیزی از اون برای زنگ تفریح بعدی نمی‌موند. حکایت این «غازی» رو نجف دریابندری در کتاب مستطاب آشپزی مفصل نوشته. خلاصه‌اش اینه.

خیلی‌ها می‌دونن که ساندویچ از اسم لرد ساندویچ اومده که چون مدام مشغول بازی بود و نمی‌خواست برای خوردن از بازی دست بکشه، همه غذاش رو لای نون می‌پیچیدن و می‌دادن دستش تا بریزه تو خندق بلا. خب این غذای درهم و برهم بی‌تشریفات برای انگلیسی‌ها یه جور بی‌کلاسی تمام عیار بود. برای همین اسمش رو گذاشتند ساندویچ. احتمالن یعنی غذایی که فقط این لرد ساندویچ دیوونه حاضر به خوردنشه. حالا این چه ربطی داشت به غازی.

تازه ماجرای غازی شروع شده. خب ما هم یه همچین غذایی داشتیم اما به خاطر بازی درست نشده بود. مردان جنگی در میدان رزم - معناش همون  رزمنده‌ها در جبهه‌های نبرده - فرصت سفره انداختن و کشیدن غذا توی دیس و تنگ دوغ و سرکه‌شیره و این همه دم‌ودستگاه رو نداشتند. برای همین غذاشون رو لای نون می‌ذاشتند، یه دور می‌پیچوندند که مخلفاتش نریزه و مجبور نشن نون خالی بخورن. اسم این جور غذا - غذا که نه شیوه لقمه گرفتن غذا رو - می‌گفتن «غازی.» حتمن تا حالا فهمیدید که «غازی» یعنی کسی که غزو می‌کنه و غزو هم یعنی جنگ.
اینا رو نجف گفته ولی نه به این سلیسی.

برگردیم سر خاطره غازی‌خوران. اون غازی‌ها همیشه نون و پنیر و گردو بود. نونش هم سنگک بود. سنگک توی خونه ما طرفدار داشت و صبح‌ها همیشه نون سنگک تازه به راه بود. (تو پرانتز بگم که خریدن نون صبح‌ها همیشه با من بود. ظلم از این بزرگ‌تر به یه بچه دبستانی و راهنمایی و دبیرستانی نمی‌شد کرد که صبح‌ها زود از خواب بیدارش کنی که نوبتش بره نون بخره. من یه عمر تلاش کردم که نوبت صبحم رو بندازم ظهرها که از هفت روز هفته، شش روزش نون نمی‌خواستیم چون یا از صبح داشتیم یا اصلن غذامون با نون خورده نمی‌شد. ولی نتونستم. پرانتز تموم شد.) هنوز هم وقتی با مامانم می‌ریم مسافرت این غازی‌ها به راهه. وسط راه یه دفعه مامانم از تو کیفش چند تا غازی در می‌یاره به من و آزاده می‌ده. هنوز هم خوشمزه هستند و البته با نون سنگک. برشش رو هم آنلاین (البته کاملن برخط نیست و کج و معوق دندون می‌زنیم) با دندون باید بزنی. این قدر بدعادت شدیم که اگر غازی به راه نباشه، دمغ می‌شیم و شاکی که اه این چه مسافرتیه، مردیم از گشنگی. مامان غازی نداری تو کیفت.

این هم از حکایت ما و غازی که همیشه در مبارزه شکست می‌خوره و کلن خورده می‌شه.

 *** اگر خوردنی خودتان را با این شیوه درست کردید، عکس آن برای من ایمیل کنید تا همین‌ جا بگذارم. به خصوص اگر جور دیگری درست کردید، حتمن بگویید تا شیوه خاص شما را هم یاد بگیریم. ممنون از لطف‌تان ***

   + مسعود سلطانی - ۱۳٩۱/٦/٧